آدمای کصافطططط
یک سری از کارفرماها دیگه بیش از حد آشغالن،
جوری که فقط باید توی گوششون بزنی و محل حادثه رو ترک کنی،
جوری که قشنگ مشخصه تو زندگیاشون چه بوی تعفنی میاد...
این نگاه برتر بینی و از بالا به پایینشون آدمو بدجوری میسوزونه ،مخصوصاً وقتی به خودشون اجازه بدن هر زری بزنن.
این برا باره هزارمه که تصمیم گرفتم از این کار لعنتی بیام بیرون و باز یاده هزار تا چیز میوفتم.یاده مشکلات مالیم.
الآن باید علاوه بر خرج خونه زندگیم هزینه های دانشگاهمو رفت و آمد و هزار تا چیز دیگه رو بدم و خب مسلمه وقتی برای گشتن دنبال کار ندارم .
وقتی کارفرمای آشغالم که البته کارفرمام نیست و مدیر مالیه ولی پا به پا رییس همه جا میره و یه جورایی فکرمیکنه خیلی آدم بزرگیه، رد میشه تو اتاقم، متلک میپرونه و براچندمین باره که میخام بزنم تو گوششو بزنم بیرون و یه انرژی و حسی تو گوشم میگه نع مهتا، الآن وقتش نیست.ولی تا کی صبوری کنم.یه آدم دراز زشت و کریح که بیرون از اینجا عددی نیست وقتی میاد تو اتاقم هر نوع رفتاری رو میکنه .
چاییمو ریختم و بااینکه جلسه بودو احتمال میدادم به بهانه های مختلف صدام بزنن از اتاقم زدم بیرونو رفتم تو اتاق بچه های دیگه.همکارای آقام که از استان اصفهان نیستن و اکثراً جنوبین ، داشتم اشکامو قورت میدادم و با صدای گرفته رفتم تو اتاقشون نشستم و شروع کردم به حرف زدن.که چرا اینا اینقدر بی وجودن؟من نشستم دارم کارمو انجام میدم و تو مرتیکه میای با صدای بلند یه زری میزنی و رد میشی؟چون یکساله تمامه برات ریدم و آدم حسابت نکردم؟صرفاً برا همین موضوع میسوزی؟آخه چرا من تو این محیط موندم.وقتی اینقدر مسمومن؟
فعلا باید 6 ماه دیگه تحمل کنم وگرنه عیدی و سنواتم حیف میشه و دستم به جایی بند نیست...
چاییمو خوردم و اومدم نشستم تو اتاقم...کاش خدا برام یه کاره خوب ردیف میکرد که کارفرمام پیرمرد باشه.هرچند پیرا بدترن.ولی کاش حداقل کارفرمام اصفهانی نباشه...کارفرماهای اینجا به شدت نجسن و بی ذات
کاش خبره مرگشونو بشنوم...کاش خدا دردی بهشون بده که بگن تو زندگیمون چیکار کردیم ، البته بغیر از رانت خوری ،دل شکستن و اذیت زیردست هم انجام دادن پس از خدا میخام جواب اینو بهشون پس بده ،بقیش باشه برا اون دنیا، من نمیبخشم...من این متلکارو و بی ناموسی اینارو نمیبخشم خداجونم....خودت جوابشونو بده به هر طریقی که میدونی....و منو از این شغل نجات بده.
