؛

گذشته و آینده!

بالاخره خریدمش!

خبر خوب اینکه بالاخره موتورمو خریدم

حالا چجوری خریدم؟با 40 تومن و 20 تومن و این آخریاش دیگه با 5 تومن قرض و قوله .

اینقدر از این و اون قرض گرفتم که باید تا چندماه کار کنم پس بدم...

20 تومنشو از داداشم گرفتم

40 تومنشو از یه رفیقی که برای خوشحالیام نبود ولی برای اینجور مواقع پشتم بود.تو سختیا دستمو گرفت

یه پسری که بزرگترین نمایشگاه ماشینو تو بهترین جایاصفهان داره،و چندسال پیش که بورسی بودم بااین شخص هم کار میکردم و ازش ماشین میگرفتم و میفروختم و دستش بشدت خوب بود.هم ماشین ارزون از همکاراش برام پیدامیکرد که به قیمت بالاتر بفروشم هم ماشینی بهم میداد که یارو تا چندوقت بعدش زنگم میزد و بهم دعا میکرد؛یه پسر متولد 73 یا 75 فکرمیکنم که اینقدر بچه درستیه که خدا براش میرسونه.یه بار دیگه هم بهش رو انداختم و پول قرض خاستم بهم داد ،حدود 2-3 سال پیش.صرفا چون یه سال و زمانی باهاش خرید و فروش میکردم و پول میدادم بهش و روم شناخت داشت.مثلایه زمانی بود 100تومن بهش داده بودم حدود سال 98 اینا، که ماشینای چکی که تو ماه میفروشه به من سود بده و هیچموقع مو لادرزش نمیرفت تو حساب کتاب.و دوباره پریروز که مجدد بهش رو زدم رومو گرفت چون از قبل پیشش اعتبار داشتم و میدونست پس میدم ...

حتی یه 30 تومن از صاحبخونم قرض گرفتم و حقوق که دادن به فاصله 2 روز بعد براش واریز کردم و اعتبارمو پیشش خراب نکردم...فکرکن بری از صاحبخونت قرض بگیری خخخخخ

حساب کردم باید تا 3 ماه دیگه فیکس همه حقوقمو بذارم برای بدهی هام...که قرضامو پس بدم.

ولی بجاش خریدمو انجام دادم ،چون مشخص نیس فرداروزی زنده باشیم یا نه ...گرونتر بشه یا نه

چمیدونم منم به این چیزا دل خوش کردم...

موتورم تهرانه و هنوز به دستم نرسیده چون نمیدونم با چی باید بفرستن اگه بخوان با وانت بیارن هیچی هیچی نشه 5-6 تومن کرایشه البته باز هم نمیدونم..ولی تصمیم بر این شد که وکیوم بشه و تو جعبه اتوبوس بذارن بیارن اینجوری برام ارزون تر در میاد...انشاا...امشب یا فردا شب بدستم میرسه

یعنی من سره این موتور خریدن امسال خون دل خوردم...پارسال خیلی شیک رفتم یه پیش پرداخت به نسبته امسال،ناچیز دادم با یه دسته چک و یه بنلی خوشکل خریدم اومدم.امسال اینقدر تورم بالا بود و ارزش پول پایین،که با مکافات تونستم یه مگلی مدل 402 بخرم ....بازم خداروشکرمیکنم...به دستم رسید عکسشو میذارم...

مهندسی که اینجا بود رو شنبه بیرون کردن و من حجم کارم 3 برابر شد با همون حقوق پایین...یعنی از شنبه تاالان کار اونو انجام دادم ولی تصمیم گرفتم از امروز بشینم سره جام چرا؟چون چند بار صحبت کردم که رو حقوقم بذارید و موافقت نکردن که کار مفتی براشون انجام بدم منم نمیکنم تاامروز کافی بود.جاش خیلی خالیه و همه نیروها احساس کمبود میکنیم،

اگه بخام از احساس قلبیم بگم قلبم انگار هنوز عاشقه و عقلم کاملا به این اشتباه واقفه...نمیدونم چرا بیرونش کردن و دنبال حاشیه نیستم فقط میدونم دلم برای همون بدیهاش تو محیط کار تنگ شده بااینکه فقط و فقط به من بی احترامی میکرد ولی خیلی وقتا هم بود که رفتارش باهام متفاوت بود و همه میفهمیدن این یه جور دیگست با من.حتی همون بدرفتاریهاشم هم کم و بیش میدونستن از چیه...

کاش حداقل اخراجش نمیکردن...

بااین شخص هم زیاد صحبت نمیکنم نه تو اینستا نه تلفن و پیام...شاید دوروز یه بار یه زنگ بزنیم...نمیدونم هدفش چیه با من،از طرفی از ور مغازش که رد میشم میبینم دستش بنده و سرش خیلی شلوغه و باتوجه به قطعی برق بهش حق میدم که بدو بدو کارهاشو هندل میکنه و ممکنه نرسه با من صحبت کنه حتی یه بیوگرافی کلی هم نمیدونم ازش.اصلا نمیدونم چرا اینجوری شروع شد یا اصلا رابطم باهاش شروع شده یا نه.خیلیم بهش فکرنمیکنم...فکرم پیش موتورمه که جمعه بندازم کف آسفالت و گاز بدم....

برچسب‌ها: موتور
مهتا چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۵ 9:20
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

© ؛