سلام روز برفیتون بخیر
یه سوال؟ این سایتای همسریابی موثقه؟
یادمه چند سال پیش ثبت نام کردم و هرچی آدم کج و کوله و مشکل دار بود بهم درخواست میداد و از وجناتش میگفت...
یکی از یکی منگل تر.
آخه آدم یکیو کامل میشناسه ( از نظره خودش ) و کلی میره و میاد و آخرش توزرد از آب در میاد چه برسه مجازی و بااینکارا بخای شوهر پیدا کنی.
خودم دارم جواب خودمو میدم.
ولی باز گفتم از دوستان بپرسم ببینم سایتی هست که واقعا کیس های خوب توش عضو بشن که منم عضو بشم؟...حرفای خنده دار میزنم...
تنهایی حوصلمو سربرده...هیچ دوستی ندارم و دلم میخاد حداقل با یکی حرف میزدم...هستن کسایی که منتظر زنگم باشن ولی امتحانشونو پس دادن...
گفتم شاید یکی از این سایت های همسریابی خوب باشه .
دلم یه پسر قد بلند و خوش استیل با ته ریش میخاد و یه نگاه جذاب...ازاینایی که منو از ته دل بخاد...که عوض نشه.که بریم سره زندگیمون.یعنی بیاد سره زندگیم.درواقع اون پسری که قراره در آینده ای دوووور
با من ازدواج کنه خیلی راحته،حتی نباید زحمت تی وی خریدن ، فرش خریدن، یا هرخرج دیگه ای رو به خودش بده.مهریمم کم میگیرم بجاش حقوق دیگه رو قید میکنم.مثه حق حضانت فرزند حق طلاق حق سکونت و اینا. نهایت پول یه حلقه، ساعت و لباس و 4تاعکس بده (اون رو هم میتونیم نصف بدیم یا اصلا بذاریم برا بعد).حلقه کفایت میکنه. اصلا نمیخام بااین هزینه ها عروسی یا عقد بگیرم.فقط خودم مهمم و خودش.
یه ذره معرفت و مردی داشته باشه میتونه در کنار من پیشرفت کنه و نیازی به خونه و ماشین داشتن نداره.من اونقدر ریسک پذیر هستم که ماشینمو بزرگ تر کنم و با وام هم شده خونه بخرم و دوتایی پشت به پشت هم بالا بریم.ولی فقط باید آدم باشه...
که متاسفانه وجود نداره.همچین آدمی اصلا به پستم نخورده.نمیگم منم آدم خیییلی قشنگیم ولی معمولی رو به خوبم که آشپزی و خونه داری و همسرداری و خیلی چیزارو بلدم که اگه یه ذره پسره خوب باشه و اون یه ذره عیب های منو نادیده بگیره زندگی خوبی خواهد داشت...(چون تمام آدما عیب دارن.یکی کمتر یکی بیشتر)
نامزد قبلیم بعد از بدگویی هایی که پیش م کرده بود دیروز با ایمیل بهم پیام داده بود سلام!
فقط یک کلمه سلام فرستاده و فکرکنم خودشم فهمیده بود چه غلطی کرده شایدم خوشحاله که رابطم بهم خورده.جوابشو ندادم و فکرمیکردم که چرا اینقدر بی وجود بود، با چه رویی اصلا به من پیام داده.
دلم براش میسوزه.چون آینده ی بدی در انتظارش خواهد بود.کارما وجود داره و این بشر هیچی نداره و قطعا اگر ازدواج کنه دنیا اون روشو بهش نشون میده و خیلی چیزا بهش ثابت میشه...چون ظاهربین بود و خیلی از داشته های منو نمیدید و حتی تحقیرمم میکرد چون خانوادش اینجوری بارش اورده بودن، یه پسر بی خاصیت لوس که پراید زیر پاشم به نام مامانش بود و در حسرت یه گوشی خریدن ساده بود چه برسه مستقل شدن.
آدمایی که نمیفهمن تا آخر عمرشون نمیفهمن.و آدمایی که زرنگن بنظرم از بچگی زرنگ بار اومدن و مرد و زن هم نداره...
یه سریا دنبال بازیگوشی بودن و تا پیری هم دنبال بازیگوشی میرن.و بلعکس...
کاش یه آدمی که به دلمه و تو رویامه سره راهم قرار بگیره و باهاش ازدواج کنم.قیافه و استایل برام مهمه.
حس میکنم از درون دارم پیر میشم.سختی هایی که کشیدم تا الان به اینجا رسیدم الان داره یکی یکی خودشو بروز میده و الان وقتشه یکی بغلم کنه و حالمو خوب کنه.یکی باشه که فقط دستامو بگیره و دیگه ول نکنه...دلم دستای مردونه میخاد.حسی که یک مرد بهم منتقل میکنه هیچوقت یه دوسته دختر بهم منتقل نکرده...مسلما برا همه اینجوریه ولی من یه کم هات تر از بقیم...م پسری بود که حس خوبی بهش داشتم و متاسفانه خراب کرد(بااینکه بخاطره قدش قسمت من نبود).اما زمانهایی که پیشش بودم حالم خوب بود مثه خودم داغ بود.
کاش همون چهره و قیافه قد بلندترش گیرم بیاد با خصوصیات اخلاقی متفاوت و بهتر از م.
مهتا
دوشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۲
11:8