کامنت یه فرد....!!
بین کامنت ها این کامنتو گرفتم و خاستم باشما به اشتراک بذارم:
اینهمه تلاش برای خرید موتور...
حالا بیا و نفست رو بریز روی دایره
توی این نفس ،چقدر حاضری پول کنار بگذاری ، شده قرض کنی و بری کربلا برای جلای روح ، مثلا هزینه پدر و مادر رو متقبل باشی و به عنوان فرزند سرسوزنی از محبتاشون رو جبران کنی؟
بابا ننه حق دارن به گردن فرزند ، درسته؟
این نفس (نفس همه ما ادما) اگر مهار نشه ، روی موتور میشینه تک چرخ میزنه!
و ممکنه بامخ مارو زمین بزنه
پرگویی کردم که برسم به اینجا ، اینکه گاهی باید ی برگه کاغذ بیاریم ، روش بنویسیم من به تقی ، نقی ، ممد وووو این ظلما رو کردم خوب حالا چه ریختی جبرانش کنم
به x وy بدهی داشتم ندادم حتی شده قد یه ریال!
حق این و اونو خوردم....
ادمیم دیگه معصوم که نیستیم
اینکه حساب کتاب کنیم توی این دنیا چه کاره بودیم ، حساب کتاب کنیم پیش از اونکه خدا حساب و کتاب کنه و نتونیم دفاع کنیم و دستمون خالی باشه
مخلص حرفم مایه گذاشتن و خرج برای معنویاتِ
البت خودِ منِ گنه کار خاک به دهن قد این کلمات نیستم و باید به حال نامه اعمالم زار بزنم...
روزی که بگن خودت چقد شبیه حرفات بودی و بهشون عمل کردی!
لطفا جوابی نده ، همین که خوندی کفایت می کنه و درشتی کلامم رو ببخش
شاید دیگه ننوشتم پس حلالم کن
یاعلی
دونه دونه جواب این بنده خدارو میدم و اسمشو نمیذارم،
اول اینکه من اصلا حاضر نیستم پول کنار بذارم و برم کربلا به هزار و یک دلیل که خودم میدونم و از تمام افرادی که حاضرن با سختی وفقر و بدبختی برن کربلا پیاده روی کنن متنفرم.اگه کسی میخاد بره کربلا هم یا نره یا وقتی تونست پول پرواز و بهترین هتل رو جور کنه بره خیلی شیک و مجلسی زیارتشو بکنه.کربلا رفتن به این میگن نه اونی که همه هم شنیدیم هم دیدیم .
درمورد هزینه کردن برای پدر و مادر هم من تازمانی که پدرم زنده بود هیچ دینی گردنش نداشتم و الان هم که مادرم زندست دارم از زندگی خودم میگذرم که کنارش بمونم و هواشو داشته باشم واز همه لحاظ.یعنی صرف نظر از اینکه به دنیا اوردنم،انگار من والد بودم و اونا اولاد!
و شمایی که منو قضاوت کردی که ممکنه ظلمی کرده باشم یا پول کسی رو خورده باشم باید عرض کنم من مشخصات و لوکیشینم مشخصه برا همه ،اگه کسی پولی ازم میخاست تابه این ثانیه الان اینجا ننشسته بودم که شما اومدی میگی ظلم کردی به دیگران و پولشونو خوردی و به تقی و نقی بدهی داری.بدهی که من راجع بهش صحبت کردم تا ندونم که میتونم پس بدم یا نه نمیگریم ازشون .
تو این دنیا هم همین بس که خودم میدونم چکاره بودم و هرکاره که بودم مثه شما نبودم هزار مرتبه شکر...شما اوضاع سلامت روانت بسیاااار داغونه و بقیشم نمیگم!
میدونی شمایی که حرف از نفس میزنی چون من گفتم عاشقم بنظرم خیلی سنگدل میتونی باشی،سنگدل از این لحاظ که مگه انسان نمیتونه دوست داشته بشه و دوست داشته باشه؟اگه شما حسی از آدما نمیگیری و اینجوری حس تعفن میدی یعنی با ریگ های توی بیابون هیچچچ فرقی نداری چه بسا سنگ تری،چون ما همه احساس داریم و ممکنه تو طول زندگیمون بارها از یه نفر خوشمون بیاد عشق بدیم و عشق بگیریم..
نگران حساب و کتاب منم پیش خدا نباشید شما نگران خودت باش که بین همه کامنتایی که بهم تبریک گفتنو ابراز خوشحالی کردن رفتی رو منبر واینهمه آسمون ریسمون بافتی چو.ن پر از تاریکی و نفرت هستی و شماهم نگی من میدونم گناهکاری،چه گناهی بدتراز اینکه آدما رو قضاوت و ابراز نظر میکنی،میتونستی نظرتو برا خودت نگه داری ولی شما شما و امثال شما عادت دارین به تحمیل عقایده پوسیده ی خودتون دیگه نمیشه کاریتون کرد و حتما باید یه نظری میدادین این وسط..