بد شد که!
آقا من دیشب اون آقایی که گفتم تو اینستا پیام داده رو دیدم...حالا چجوری دیدمش؟
دو روزی بود که خبری ازش نبود تا دیشب که برق خونه رفت و فندقو برداشتم و رفتم پارک،
بماند که از شانس من اونجاهم رفتم برق رفت،یعنی هرجا میرم همونموقع برق میره:)) از پاقدم خوبم خخخ نه واقعا چون منطقه به منطقه پشت سره هم برق میره.
که یهو این آقا پیام داد اولش نوشت سلام .میخاستم دیر جواب بدم که شاید هول بازی دراوردم و سریع جواب دادم انگار نمیخاستم کلاس بذارم...پرسید چرا پیام ندادی و سوالای ذهن منو جواب ندادی!نوشتم واه چرا باید بهت پیام بدم یا مگه من میدونم سوالای شما چیه که جواب بدم. دوباره گفت کجایی من بیام از دور ببینمت حداقل (حالا تواین تاریکی)گفتم فلان پارکم، با بچم لب آب نشسته بودیم که دیدم عکس فرستاد توراهه!!! فندقو برداشتم رفتم تو ماشین .خلاصه پرسید کجاشی وقتی آدرس دادم اومد عقبتر از ماشینم داشت دنبالم میگشت یه شاسی مشکی که درست متوجه نشدم مدلش چی بود هرچی بود که قشنگ بود،
که دنده عقب گرفتم رفتم کنارش وایسادم و شیشه رو دادم پایین ...یهو مثه احمقای عقب افتاده برگشتم با خنده گفتم وای من به شاسی مشکی آلرژی دارم!!!!!جواب داد اشکالی نداره جابجا مبکنیم باهم.بعد گفتم فعلا شما برو بعد صحبت میکنیم و رفت.جملاتی که بینمون رد و بدل شد نهایت 5-6 تا جمله بود ولی من خیییلی از این شخص خوشم اومد...بعد باخودم گفتم اگه با یه پراید هم میومد همینقدر خوشم میومد؟یا واقعا فیسش خوب بود و خودش متین بود؟نمیدونم فقط میدونم من خیلی باهاش حال کردم...
اینی هم که برگشتم گفتم من آلرژی به شاسی مشکی دارم مربوط میشه به همون داستانی که گفتم دعا کنید که به خیر بگذره که بیام توضیح بدم،فعلا وقتش نیست ولی درهر حالت نباید به این بنده خدا میگفتم من از شاسی مشکی خوشم نمیاد...اصلا این مدل شوخی چی بود من یهو کردم مثه عقب مونده ها...چقدر از دست خودم حرصی شدم...همیشه کارم همینه مزاح میکنم و حرف دهنمو نمیفهمم.هوف مهتا
دیگه رفتم خونه پیام داد و شروع کرد تو اینستا از زندگی گذشتش نوشت تاالان که اینجا رسیده و کیه و چیه...از دختری نوشت که بهش گفته بود دهاتی هستی تا الانش که چرا ازدواج نکرده...
من الان کاری به حرفاش ندارم من چشمم این آقارو گرفت از طرفی به پیشنهاد دوستان نباید یه جوری رفتار کنم که انگار هولم یا خوشم اومده.خودم نمیخام شروع کننده پیام باشم ولی از طرفی نمیدونم چجوری بهش بفهمونم من موافق رابطه باهاشم...منظورم رابطه ی هدف داره که اصلا از الان بدونم قصدش ازدواجه یا دوستی .وقتی فیس و قدش خوبه پولدارم هست و گفت حتی قلیونم نمیکشه یعنی یه آدم اوکازیون،اما نه،طبق تجربه های قبلم یعنی این آقا چند تا عیب خییییلی بد هم باید داشته باشه،حالا چه عیبایی داره خدا میدونه،منم که نمیخام تجربه پیمان برام دوباره تداعی بشه و سریع نامزد کنم و رو ابرا راه برم بعد بفهمم چه غلطی کردم...کاش همین اول بیاد بگه من فلانم،من این عیبو دارم،نمیشه؟خب چرا نمیاید بگید ایراداتتونو؟چرا مردا اینقدر سیساست دارن.یا چرا من اینقدر آدم ساده ایم...هرچقدرم بخام باسیاست باشم بازم از ب بسم الله تا همه چیو درمورد خانوادم وعیب های خودمو رو دایره(داریه) میریزم...
اصلا اگه قصدش ازدواج نیست حیف یه دونه پیام که بهش بدم.حیف من حیف قلب حیف احساس:)))والا ترانه بود تو عشق ابدیا،حیف قلب خخخخخخ