افسردگی بدی گرفتم از دست آدما...از دست ظلم آدما...اینقدر اطرافم آدمای بدجنس و بی ذات زیادن که نمیتونم تنهایی از پس این حجم از مشکل بربیام.
پریشب صابخونه زنگ زد که قبض آب اومده 850 تومن.گفتم اشتباهی شده گفت خب برو شماره کنتورو بخون و زنگم بزن.گفتم برق که صد تا هالوژن روشنه چند اومده گفت 20 تومن گفتم گاز چقدر اومده گفت اونم چیزی نیومده خودم پرداخت کردم از کرایت.فقط آب برا یه خانواده چند نفری هم نهایت 50 تومن 100 تومن بیاد.
ما سه طبقه ایم و من طبقه پایینم که کنتورم با حیاط مشترکه و هرچی آبریزی بشه رو قبض من میاد منم که کلاً سره کارم جز شبا که میرم خونم برا خواب.نهایت یه لیوان و بشقاب بشورم چون نهارم تو کارخونست و شام حاضری میخورم، ماشین لباسشویی و ظرفشویی هم دکوری گذاشتم و تو برق نزدم.در کل مصرف آب آنچنان ندارم.
خلاصه رفتم عکس کنتورو گرفتم و صابخونه اومد خونم.دید کنتور من داره میچرخه درصورتی که من خودم تو حیاط پیشش وایساده بودم .دید باز کنتور از چیزی که 5 تیر قبض اومده خییییلی بیشتر شده و همچنان داره کنتور میندازه.
یهو طبقه دو اومد بیرون و جلو صابخونه میگه خانم... دیدی با پشت بوم چیکار کردی 50 روزه داره از کولرت آب میره.بهش گفتم خوده صابخونه برام کولرمو درست کرد و اینکه الآن دارید میگید؟منکه طبقه زیرم و یه دخترم مسلمه نمیام برم رو پشت بوم طبقه 3 رو نگاه کنم که چخبره ، صابخونم رفت دید رو پشت بوم خونه یکسال ساختش دریایی از آب جمع شده و ایزوگامش نرم و زنگ زده حتی . و سه تا کولر بوده یکیش شناورش قفل کرده و طبقه دو رفته دیده که داره آب میره و بازم شیرشو نبسته!!!!!!حتی نگفته به من!!!!نزدیک 2 مااااااه آب میرفته!صابخونم سریع رفت شناور خرید و اومد درست کرد و زنگ زد اداره آب کنتور فعلی رو که خوند گفت 1/900 قبض آب اومده براش! نزدیک بود سکته کنم.صابخونم باز رفته پیش طبقه دو و سه و میگه بغیر از شناور که این خانم مقصر نبوده و شما دو تا نره خر رفتین دیدین و بهش نگفتین،یه آبی هم از صبح تا عصر که این خانم نیست تو حیاط ریخته شده وگرنه یک ملیون و نهصد نباید پول آب براش بیاد صرفاً برا یه شناور! که تازه شروع کردن به من فحش بدن پیش صابخونه که خاک بر سرش که پشت بوم شمارو پوسوند!!و من طبقه پایین تو خونم هیچی نگفتم و نرفتم جلو.چون اگه میرفتم دعوای بدی میشد و میخاستم تو این خونه باهاشون زندگی کنم.فعلا وقتش نبود و خودمو به کری زدم که صابخونه جوابشونو بده!
بعد از کلی بحث که صابخونه باهاشون کرده که سقف خونه ی منو بخاطره اینکه اطلاع ندادین نه به این خانم نه به منی که صابخونه بودم نزدیک 40-50 ملیون خسارت زدین. اومده پایین بهم میگه چقددددددررررر اینا بی خیر و پستن.نه دره خونه تورو 2 ماه زدن که بهت بگن کولرت خرابه نه دستشونو حرکت دادن که شیر آب کولرو ببندن.
با همه ی بدیش که من میگفتم (البته بخاطره لوس بازیاش و اینکه احساس خودمونی میخاست باهام کنه) شروع کرد به دلداری دادنه من و تایید میکرد که چقدر اینا حرومزادن و انتظار دارن توعه دختر هرروز میرفتی رو پشت بوم اونا چک میکردی خب معلومه خبر نداشتیو نمیری.اونایی که دیدن چرا نگفتن.
درنهایت گفت یه 900 تومنشو از کرایه خونت کم میکنم که کمتر بدی و یه 900 رو توی 3 تاقسط بده وگرنه آبو قطع میکنن.
خودش داشت از حرفا و عوضی بودن این دو تا خانواده سرش سوت میکشید.چقدرررر آدما میتونن بی ذات باشن.
خلاصه تموم شد و گفت بیا منو برسون مغازم.رفت عقب نشست که حرف و حدیث درست نشه.یهو توی راه میگه خانم....یه چیزی میگم نرو دعوا راه بنداز ،اینا بی نهایت حسود توعن و تو مثه خار توی چشماشونی ،میگم چرا.میگه روزی که ماشینو عوض کردی اینا بدو بدو اومدن دره مغازه ی من اینهمه راه که این مستاجرت خیلی وضعش خوبه 3ماهه اومده اینجا 2 تا ماشین عوض کرده و کرایه خونشو بیشتر کن.این دکتری چیزیه که اینقدر همه چی داره.و درنهایت گفت بهش گفتم من شغلشو نمیدونم(درصورتی که میدونه و نمیخاسته بگه این کارمند معمولی تو کارخونست و الآن قسط و بدهی رو ماشینش داره).میگفت یعنی اینقدر اینا پیگیره توعن که یک کاره پاشدن اومدن مغازه ی من که زیراب تورو بزنن و من کرایه خونتو زیاد کنم یا بگم پاشو از اینجا.برا همین وقتی دیدن کنتور داره برات میندازه هیچی نیومدن بهت گن.که ضرر بهت بزنن. و زدن .همون 900 تومن پول یکسال قبض آب بود که برا من میومد.
هوووف هرچی برا من میخان خدا برا خودشون بخاد.اگه خیر میخان خیر ببینین و اگه ظلم میکنن صد برابرش تو زندگیشون برگرده.
خلاصه که 90 درصد آدما خیلی بد شدن، بی رحم شدن، بی وجود شدن.به هر طریقی بتونن بهت ضربه میزنن.
چرا باید اینقدر آدما ظالم باشن؟مادی، حیثیتی،آبرویی،جانی ووو همه مدل ظلم میکنن.ولی خدا میبینه....درسته من تنهام و مردی نداشتم که وقتی با وقاحت فحش میدن فکشونو بیاره پایین.یا خودش بره رو پشت بومو چک کنه،یا هوامو داشته باشه و بالاسرم باشه ، ولی بجاش خدایی دارم که مواظبمه....اینم از همسایه ی بد.بی خیر.و پست.
مهتا
چهارشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۲
8:19