؛

گذشته و آینده!

از آدمای منفی دوری کنید

دوس ندارم اصلا با آدمایی که همش تو گذشته گیر کردن و مینالن معاشرت کنم،

الته که خودمم یکی از همونا بودم،اما فرق من اینه که من هیچموقع برا کسی ناله نکردم و تمااااام دلخوریها و ناشکری و ناله هام به همین نوشته هام ختم شده هر مشکلی داشتم میومدم تو وبلاگم مینوشتم...

مثلاهیچموقع به یه دوست یا خواهر یا هرکسی زنگ نزدم و از مشکلاتم بگم،خیییلی خیلی خیلی از این کار بدم میاد به هزار دلیل،

یعنی چی که به یه نفر زنگ میزنید یا زنگتون میزنه یک کلمه میگه چخبر از فلان شغل؟شروووع میکنی از بدبختیاش بگی؟

یه همکار دارم که همزمان تو فولاد بودیم،دیشب زنگش زدم یک کلمه گفتم خبری نداری؟شروووع کرده حرفای تکراری صدسال پیشو تو فولاد میگه،که آره فلانی با فلانکار فلان ماشینو خرید،فلانی اینجوری پولدار شد، اونیکی اینجوری بود اونجوری بود،بابا بسه 20 دقیقست داری انرژی منفیتو از پشت تلفن منتقل میکنی به منه بدبخت که خودم هزار تا فکر دارم...

میدونی اینجور آدما که چشمشون رد زندگی بقیس هیچموقع پیشرفت نمیکنن،بااینکه این همکارم آقاست و یکی دوسال از من بزرگتره ولی تو خونه پدرمادرش زندگی میکنه،

و درواقع پیر پسره،کاری به وضع مالیش ندارم که حقوق 45تومن چندسال پیشو چیکار میکرد ولی الان هیچی از خودش نداره و تازه کلی هم بدهی داره(طبق صحبت خودش)، بنظرم چون سرش تو زندگی بقیه بوده،آخه چرا میای به من میگی فلانی بودا که تازه سمتش عین من بود مثلا حقوقش از تو بالاتر بوده و براش فلان ماشینو خریدن،وقتی به من یادآوری میکنی که اونزمان حقوق من از همه نیروها کمتر بوده جز اینکه عصبی بشم و یادم بیاد چه عایدی داره،خب انرژی منفی نده و حال منو بد نکن پسره خوب.

تلفن برای دیشب بود و تو همون دقایق موند و نمیخام براخودم مرور کنم ولی درکل میخام بگم اینکه مخ یکیو بخوری خوب نیست.آدم چیز خور میشه به بعضیا زنگ میزنه

برچسب‌ها: همکار
مهتا یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۵ 9:20
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

© ؛