پرم!
بعضی روزا هم هست که تو از شدت عصبانیت و ناراحتی هیچی تو دنیا نمیخای
الان دقیقا تو همون موقعیتم.بااینکه حقوق رو همین الآن زدن ولی اصلا خوشحال نشدم و نمیخام کسیو ببینم...
کاش راهی بود میتونستم برم خونه و تنها باشم...حتی خرید کردن هم حالمو خوب نمیکنه، میدونم حس و حالم موقته ولی باز هم نمیخام اینجا باشم و تنهایی رو ترجیح میدم.
وقتایی که بیکار میشم و به آدمای حروم...زندگیم فکرمیکنم عصبی میشم که چرا بهای زیادی به آدما دادم
چرا اینقدر دیر فهمیدم
و هزار چرای دیگه...
دلم نمیخاد آدمی وارد زندگیم بشه و بعد بخام بفهمم چقدر عوضیه.دیگه نمیخام تجربه های قبلم تکرار بشه، مینویسم که از حال بدم کم بشه و سبک بشم...
برچسبها:
روزمرگی هام