ناب!
خواهرم با شوهر و بچش رفتن مسافرت.تایلند!
و خب چند روز پیش وقتی پیامم داد از طریق واتساپ اصلاً حالش خوب نبود...شوهرش همش کتکش میزنه و فحشش میده و اصلا خواهرم براش مهم نیست حواسش به خرید برای اقوام و زن بازیشه.
شوهرش که اسمش علی هست پولداره ولی شعور نداره و همین موضوع پایه های زندگیو سست میکنه...درمورد ازدواجش همه بهش گفتن نه.؛ گفتن این تیکه ما نیست ، بی آبروعه و فقط میخاد به دستت بیاره چون خواهرم همه چی داشت، مستقل و کارمند بانک بود خیلی همه بهش احترام میذاشتن و خونه جدا داشت و یه شرایطی مثه الآن من، دستش تو جیب خودش بود و برا خودش زندگی میکرد.... همه گفتیم باعلی ازدواج نکن ولی بازهم به حرف هیچکس گوش نداد فکرمیکرد شرایطش خیلی بده و نمیتونه مجرد بمونه، شوهرش صدبار بخاطرش خودکشی کرد .و خواهرم گول خورد و باهاش ازدواج کرد و سریع هم ازش بچه اورد...الان بچش 5 سالشه.
تو پیام بهم گفت باز هم شوهرش گفته بعد از مسافرت نمیخامت و باید 6 ماه بری خونه مامانت ،خب این چه وضع زندگیه.تو میخای بری تایلند دنبال عشق و حال خودت چرا زن و بچتو میبری به زور؟که اسم در کنی و بگن 1 میلیارد هزینه سفر داده؟هووف چقدر منم منم کن هست.و خب بعد از مسافرت باز قراره چه غلطی کنی چند ماه که زن و بچتو نمیخای؟مگه زندگی خاله بازیه؟بقول خواهرم همون اونسری که بعد از مسافرت اومد خونه مامانم و وکیل گرفته بود باید جدا میشد نه اینکه باز برگرده.
پشیمونه که چرا هربار به این زندگی برمیگرده و این، یعنی ، پول خوشبختش نکرد...جاهایی رفتن و چیزاهایی خریدن که شاید من نرفتم و نخوردم و ندیدم ولی بدونه دل خوش!دلش خوش نبوده تو اون مدت...
همون موقع ها که دقیق من تو کارخونه بین این همه دود و گرما و سرما سره کار بودم و یادم نیست آخرین بار کی مسافرت بودم ، اونا بهترین جاها رفتن تفریح و خرید کردن و تو بهترین حالت بودن (مثلاً)...ولی تهش اینمدل زندگی خوشبختی نیاورد....الآن که فکر میکنم منی که چند سال مسافرت نرفتم باز هم آرامش بیشتری داشتم و همون لقمه نون رو تو خونم با خیال راحت میخوردم و اموراتمو میگذروندم...درواقع روح و روانم آسوده بوده.
خواهرم پریروز تو پیاماش وصیتشو کرد و گفت پولایی که دستت هست (چون من حق امضا دارم و بهم کارت و شماره حساباشو داد) بین خودت و مامان تقسیم کن،خیییلی ناراحت شدم که چرا شوهرش اینقدر اذیتش کرده که طرف به مرگ خودش راضی بشه و داره وصیت میکنه.مگه یک آدم چقدر میتونه وحشی باشه و حواسش فقط به گناه باشه.
خاستم درمورد حسین هم بنویسم...پسر فوق العاده فهمیده و باشعور و مهربونی...که هرکی حتی مامانمم دیدش فهمید.وقتی با حسین و مامانم رفتیم بیرون قشنگ بلد بود چجوری رفتار کنه بااینکه من به اندازه موهای سرم با آدما گشتم (یعنی آدم شناسیم خوبه تاحدودی) ولی برخلاف همشون یه جور دیگه رفتار کرد و نشون میداد درست زندگی کرده...یا بهتره بگم باتجربست...
قراره با حسین آخر این هفته بریم مسافرت...از الآن ذوق دارم چون میدونم با آدم درست دارم میرم و میتونم تصور کنم چقدر بهم خوش میگذره...
از همه نظر خیالم راحته و براهمین تصمیم گرفتم باهاش برم.
خب حسین اصلاً خسیس نیست اتفاقا خیلیم لارجه...جمعه رفته بودیم بیرون و تو دل ظهر لب پل خواجو تو حرفام گفتم کرم دستمو فراموش کردم بیارم ،چند دقیقه بعدش به بهانه خرید جیم شد و وقتی برگشت کرم دست خریده بود.درواقع کلی راه رفته بود تا مغازه پیدا کنه؛ خیلی ذوق کردم...
هم خیلی بهم احترام میذاره، هم توجه میکنه و هم خیلی باشعوره...و خب خاستم بگم برحسب تجربم انگار همه ی کچل ها همینجورین و مهربونن.حسین بی نهایت شبیه محمده...اون هم کچل بود.از این کچلایی که آدم خوشش میاد.مخصوصا حسین که سفید هم هست و کلا قیافش خیلی به دل میشینه.خیلی جذابه...تمام کاراش و خرج کردن و مهربونیش شبیه محمده.
البته مامانم میگه همین کچل بودنش زیر دلت میزنه بعد از یک مدت و تا آخر عمر نمیتونی باهاش زندگی کنی ، میگه پسر با تجربه و فهمیده ایه ، متینه ، از حرف زدنش فهمیده ولی میگه برا یک عمر نمیتونی تحملش کنی. من نظرم کاملاً متفاوته...مهم اخلاقشه که اگه مطمئن بشم تا آخر عمر باهام همینجوریه قطعاً جوابم مثبته...چون دیدم که شوهر خواهرم اینقدر موهاش بلند بود که با کش میبست و همه فکرمیکردن حتی کلاه گیس داره از بس مو داره ، ولی اخلاق نداره و خون خواهرمو تو شیشه کرده و تو کل فامیل اجر و قرب نداره، همه میدونن لجبازه و بداخلاق...
مو رو بعدم میشه کاشت...خیییلی خاستگار داشتم و همه مدلشونو دیدم و حسین بین همشون عالی بود از نظر همه چی تنها عیبش کچل بودنشه که منم دوست دارم و مشکلی ندارم هرکس دیگه ای هم مشکل داره مشکل گشا اباالفضل![]()
حسین خونه از خودش داره جای خوب اصفهان،ماشینشم خوبه و کارمند رسمیه.و مهمتر اینکه بلده با من چجوری رفتارکنه و خب من دیگه چی میخام...
بودن خاستگارهایی که لاماری و خونه میخاستن به نامم بزنن
ولی به دلم ننشستن.یا پولدارهایی که اخلاق نداشتن، یا بی پول هایی که صد مدل عیب دیگه هم داشتن ولی هیچکدومشون خوب نبودن...و حسین با همشششووون متفاوته...
آخر هفته میرم مسافرت و میام و قطعا از اخلاق و رفتاراش بیشتر میگم...به امید روزی که عوض نشه و وقتی وبمو میخونم خوشحال باشم بابت انتخابم.