؛

گذشته و آینده!

اخلاق بد!

این درسته که میگن همه ی آدما اخلاقای خوب و بد دارن ولی من خودم به شخصه یکی از مزخرف ترین اخلاقارو حس میکنم دارم !

بدترین اخلاقم اینه که آدما خیلی زود از چشمم میوفتن.نمیدونم ،با دلیل یا بی دلیل...با کوچکترین حرف حتی!

مثلاً چند شب پیش رفتم با یه نفر بیرون که کلی اصرار کرد و گفت همو بشناسیم و بذار ببینمت و از این حرفا که رفتم دنبالش ، تو ماشین نشست خیلی آروم شروع کرد حرف بزنه و حرف بدی هم نمیزد در عرض 5 دقیقه، نکته سنج شدم و با دو سه تا جمله حس کردم این فرد، آدم ایده آل من نیست و نباید براش وقت بذارم...که خودش برگشت گفت شما برا آدما وقت نمیذاری و احساس سرت نمیشه.سریع پیادش کردم و تو دلم هم ناراحت بودم که چرا سوارش کردم و رفتم دنبالش ، هم به خودم فحش میدادم که چرا همچنان دنبال آدم برا ازدواج میگردم....بعدش اومدم خونه مامانم و تا خواهرم اینا حرف ازدواج و خاستگارو پیش کشیدن،گفتم من هرگز همچین اشتباهی نمیکنم و خودمو یک عمر بیچاره کنم...نمیدونم من زیادی حساسم و واقعاً آدم خوب پیدا نمیشه یا نه این عیبه منه که فکرمیکنم همه بد هستن...و میدونم پشت بخت میشینم و حسرت به گور خواهم مردحسرت منظورم حسرته زندگیه.حسرت دوست داشته شدن و محبت از سمت یه آدم...

طرف برگشت تو حرفاش گفت شما از بس با آدمای مختلف بودی اشباع شدی و آدمارو باور نمیکنی.راستش تا حدودی حرفاش درست بود.آدمای زیاد نه ولی با همون محمد یا یکی دو نفر دیگه که بودم فهمیدم دیگه نمیتونم با آدم جدید باشم...بعضیاشون زیادی خوب بودن و درسته با کوچکترین چیز بهم خورد رابطمون.ولی من همون خوبیارو هی مرور میکنم و دنبالشون تو بقیه آدما میگردم.

کلاً این فرد که اصلاااااا به درد نمیخورد.دیگه هم از این غلطا نمیکنم برم سر دیت و کسیو ببینم.

هم میخام هم نمیخام

یکی هم نیست بهم بگه مهتا چه مرگته چی کم داری که هنوز دنبال اینی که یکیو بیاری تو زندگیت...

تنها دارم خوب یا بد با وجود همه مشکلات زندگیمو میکنم دیگه چرا میخام حرف مادرشوهر و فامیل شوهرو اینارو به دوش بکشم و جنگ اعصاب درست کنم برا همین.زندگی معمولی رو به خوبمو دارم پیش میبرم دیگه شوهر شوهر چیه هی میگم...

برچسب‌ها: ازدواج
مهتا شنبه هفتم مرداد ۱۴۰۲ 8:4
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

© ؛