خوره ی فکر!
هرچی میام بیخیال بشم و مثه آدمای عادی رفتار کنم نمیشه...همش دارم دو دوتا چهارتا میکنم...صبح مرخصی ساعتی گرفتم که برم بانک مهر ایران برا وام طرح فجر.دیروز از شرکت مساعده گرفتم اونم دم عید که به حقوقم احتیاج دارم ،که مساعده رو ببرم بانک مهر بلوکه کنم و روش وام بگیرم و طی یک محاسبه متوجه شدم که وامی که به اسم 2 درصد هست میشه یه چیزی حدود 46 درصد!!!!! یعنی موندم چی بگم به این مملکت حرفم نمیاد.یعنی مثلا 50 تومن منو 70 روز میخوابونه بعد از 70 روز یه وام 100 ملیونی به اسم 2 درصد بهره بهم میده که بازپرداختش 36 ماهه هست و 50 تومنم به مدت 3 سال بلوکه میشه!تا زمانی که تسویه شد!طی یه محاسبه متوجه میشی که بیش از اینا کلاه سرت میره و خوب چون من احتیاج دارم ناچارا باید این حماقت رو میکردم...اما با یه کوچولو تفاوت تو یه بانک دیگه یه وام 30 درصد کارمزد درخواست دادم فقط و فقط چون پول برا خونه کم دارم...
الان از اون تایمی که از بانک برگشتم مثه اینایی که کلی چک و سفته دارن هی زیر لب حساب کتاب میکنم که چجوری اینور عید صفرم و اونور عیدم پول وام رو به زخمم بزنم...همش میگم خب n تومن از اینجا رو بذارم رو اون پول بعد اینقدر که شد میرم دوباره یه حرکت دیگه روش میزنم.
دلم میخاست هیچوقت دغدغه خونه نداشتم...مثه بقیه خونه مامانم میبودم ولی مامان من اخلاقش یه جوریه که خودشم با خودش نمیسازه و به شدتتتت پول پرسته.من راحتتر خرج میکنم تااون.اون اینجوریه که اگه یک کیلو میوه یا چیزی بخره برا خونه صدبار میگه انگار تو عمرش خرید نکرده خب حقم داره بابام 50 سال بهش پول داده و خرج خونه رو تمام و کمال داده .هرچی بهش میگم پس من چجوری 6-7 سال برا خونم همه خرجی میکنم،یه زندگی مثه آبکشه هزار تا هزینه داره تازه خرج ماشینمم بود خودش اندازه یه خانواده خرج میتراشه.هزار تا هزینه میدم...ولی یه هزار تومن از شماها نگرفتم.بیخیال
الان 50 ملیون وام رو باید 94 ملیون و 800 دوساله پس بدم و واقعا فاجعست...عملا تو سال جدید هم هیچی از پولم نمیمونه
ولی این دو سه روزه حال روحیم خیلی بهتر شده ، به خودم ایمان اوردم و میدونم به بهترینا میرسم...دیگه از هیچکس توقع ندارم...شاید قبلش همش میگفتم چرا کسی ندید چرا کسی کمک مالی بهم نکرد ووو همش نشخوار فکری درمورد توقعاتم از دیگران و اعضای خانوادم داشتم یا حتی صاحبکارم که چرا فقط حقوق منو افزایش نداد ولی الان کاملا بیخیالم و برام مهم نیست که کسی کمکم نمیکنه.
الان خودم محکم تر از قبل وایسادم که تمام مشکلاتمو دونه به دونه حل کنم...فکرای خوبی تو سرم دارم که وقتی بهش برسم خستگی این مدت و تمام این افکار از تنم در میره...
امیدوارم حداقل حقوق و عیدیم برام برکت داشته باشه چون تا اسفند صفرم.نهایت 4 تا 50 تومنی تو کیفمه ولی قلبا ایمان دارم همه چی درست میشه...
من باااااید از پسش بربیام و برمیام قطعا.به امید روزی که از خبرای خوب بنویسم و وقتی وبمو میخونم برا خودم دست بزنم