؛

گذشته و آینده!

بره برنگرده....

از اعماق وجودم آرزو میکنم سال 1403 بره و دیگه برنگرده...

سال خیلی بدی بود.نمیدونم برای بقیه هم اینجوری بود یا نه ولی برای ما خیلی بد بود.

اتفاق هایی که برای اطرافیانم افتاد واقعا دردناک بود؛

یه نفرو بعد از 14 سال سابقه کاری اخراجش کردن

یکی تمام جنسای سفارشیش تو لنچ جلو چشمش سوخت و آتیش گرفت و نتونست کاری کنه جز اینکه تو سره خودش بزنه و تا خرخره بره زیر قرض...

یکی دیگه رو بچشو دزدیدن و الان چند ماهه بچشو ندیده و هرکاری کرده و دستش به جایی بند نیست و یه چشمش اشکه یه چشمش خون...

ووو...

خودمم که دیگه بماند، ازدواج با یه فرد معتاد و بعدم طلاق و پشت بندش بابام...

در کل فکرمیکنم برای خیلی از آدما امسال سال بدی بود

همین الان که داشتم مینوشتم داداشم پیامم داد که بابارو جوابش کردن و حتی دیگه نمیبرنش سی تی یا بخش دیگه...

دلم میخاد فریاد بکشم....خدایا آخه چرا ما...ما هنوز داغ یه عزیزمون تازه بود.داغ خودم تازه بود این دیگه چه دردی بود رو سینه ی ما گذاشتی ...امیدوارم خدا سایه همه ی پدرا و مادرا رو بالا سره اعضای خانواده حفظ کنه و همه تو سلامت باشن...

خدا به ما هم یه استقامت بده...

برچسب‌ها: خانواده
مهتا دوشنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۳ 9:5
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

© ؛