؛

گذشته و آینده!

خرید موتور!

خب حالا که امتحانام تموم شد نشستم نقشه کشیدم که این دوماه تابستون رو چیکار کنم چیکار نکنم ،که تو اکسپلور یه دختر موتور سوار دیدم که از استایلش خییییلی خوشم اومد بین این همه دختر موتورسوار که تو خیابون دیده بودم. این یکی خیلی باحال بود.

و اینجوری شد که دیروز تا حالا إنر کردم که باید موتور بخرم.إنر کردم یعنی ذوم کردم ، گیر دادم.فکرکنم جمله اصفهانیاس بیشتر

قرار بود فلفلو عوضش کنم و یه محصولات مدیران خودرو رو بخرم که یهو 150 حدودا روش گذاشتن و پولم نرسید، پیمان هم گفت برات میخرم و رو پول ماشینت میذارم ولی حس خوبی نگرفتم و چون همیشه خودم برا خودم ماشین عوض کردم احساس کردم بعده ها ممکنه باهاش به مشکل بخورم بااینکه هزار بار گفته این حرفا و فکرا چیه تو میکنی مهتا و ما زن و شوهریم و خجالت بکش و هزار جور حرف بهم زده ولی در کل نمیخاستم اون انجام بده.بنابراین پولم به تعویض ماشینم نرسید و از طرفی مدیران خودرو همیشه بازی در میاره.

برا همین دیروز تصمیم گرفتم این دوماه تابستون رو استفاده کنم ازش و گوش به حرف مردم هم ندم که حالا چیا میگن، عه دختره روزا با تیپ اداری میره و شبا جنگولک بازی در میاره و سوار موتور میشه ، هرکاریشم کنی اینجا فرهنگش هنوز به پا تهران نرسیده و اگه هم بگن رسیده دروغ گفتن... خیلی حرف دارن ، و خب من حرف مردم برام مهم نیست و تصمیمم جدیه چون پولشو دارم و پول این موتور اندازه پولی که پس انداز کردم هست .اما بااین حال تا دیروز عصر پیمان اومد خونه و بهش گفتم ، گفت مهتا خودم برات بعنوان هدیه میخرم و پولتو نگه دار.گفتم نصف نصف بخریم که خیلیشو نخاد بده ولی قبول نکرد و زنگ زد به عسلویه که رنگشو انتخاب کنه و ما تو رنگش موندیم از بس رنگاش پاستیلی و دخترونس...

بین آبی پاستیلی، یاسی ، بنفش مات موندم...لطفا یکی به من بگه کدوم رنگشو بخرم؟؟

البته اینا موتور محسوب نمیشه و پلاک نداره ، اسکوتر هست و برا ما دخترا بنظرم خوبه

https://s8.uupload.ir/files/photo12511321012_4t8h.jpg رنگ یاسیش

https://s8.uupload.ir/files/photo12511323128_eswe.jpg رنگ آبیش

https://s8.uupload.ir/files/photo12511331306_ncey.jpg رنگ مورد علاقم بنفش مات

نمیدونم این داستان رو تعریف کردم یا نه .سال 95 بود که هنوز این حجم خانمای موتور سوار نبود تو خیابون ،مخصوصا تو اصفهان من چون بچه داداشم یادم داده بود یه موتور ویو داشت از این دنده ایاش که راحتم هست باهاش رانندگی ،دستم داده بود ، همینجوری داشتم تو خیابون لاهور برا خودم میتابیدم باهاش که مامورا گرفتنم و موتورو به مدت 40 روز خوابوندن و هرروز منو میبردن دادگاه و مسخرم میکردن بین آقایون موتور سواری که اومده بودن موتوراشونو بگیرن، که خانم برو تو خونه بشین و خلاصه خیلی منو کلانتری بردن و اوردن عوضیا.ولی الان خیلی آزاد شده از همه لحاظ ، فارغ از این که مدل موتور چی هست کمتر گیر میدن به خانما.امیدوارم از شانس من دیگه به این اسکوترا گیر ندن

برچسب‌ها: روزمرگی هام
مهتا پنجشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۳ 8:29
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

© ؛