؛

گذشته و آینده!

بازم همکار

نمیدونم آدما دروغگوان یا واقعا یه نفر اینقدر رویاپرداز میشه که بخاطره یه دختر یا پسر تا صبح بیدار بمونه!؟

امروز رفتم تو اتاق همون همکارم که ببینم برنامه واریزیم چی میشه...یهو برگشته میگه منو ببخشید و من معذرت میخام ،فکرکردم کاری کرده ،میگم چرا؟میگه آخه من دیشب تا ساعت 3 بیدار بودم از فکر شما و صبح ساعت 5 اومدم سره کار! خب مگه عقل نداری الکی بخاطره یه آدم بیدار بمونی؟یا اصلا مگه آدمها ارزش دارن کسی بخاطرشون بیدار بمونه؟چون من از اینکارا نکردم...اونقدر عاشق کسی نشدم که بخام بخاطرش بیدار بمونم،چرا پیش اومده که از فکر و غصه ی خودم خوابم نبره ،یا بخاطره حماقتایی که کردم یا بدی هایی که بخاطره یه نفر دیگه به خودم روا دونستم ولی نه اینکه بخاطره صرفا فکرکردن به یه شخص خاصی بیدار بمونم...حالا از طرفی بهش نمیاد دروغگو باشه،یه مرد تقریبا میانسال پخست...بهرجهت بچه جوون 20 و چند ساله نیست.اگه زن گرفته بود الان بچش باید حداقل 4-5 ساله بود یا حتی بیشتر....تازه معذرت خواهی هم میکرد انگار از من چیزی کم یا اضاف شده خیلی گناه داره بیچاره.

نمیخام مسخرش کنم ولی بنده خدا انگار زیادی ساده لوح و ساده زیسته...حوصله این بچه بازیارو ندارم کسی بخاد بهم دروغ بگه یا رویایی باشه،که هنوز نشناخته بیاد بگه من از فکر شما خوابم نمیبره...شایدم خودش فهمیده جوابم نه هست و بهم نمیخوریم...براهمین میشینه فکر میکنه...باهمه این تفاسیر حتی یک درصد هم نمیخام دیگه درمورد ازدواج و این چیزا باهام حرف بزنه.میخاد خوابش ببره میخاد نبره.من تنهایی زندگی کنم انگار گوشم راحتتره...

برچسب‌ها: ازدواج
مهتا شنبه بیستم خرداد ۱۴۰۲ 12:42
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

© ؛