خوشحالم که ساعت 3 میرم خونه و میتونم عصرا تکرار فیلم گوزل رو ببینم،
اتاقم کولر داره ولی تو سرویس تا میام برسم خونه از گرما تلف میشم...چقدر گرمه واقعا
بنظرم تو دنیا هیچی بهتر از دوش آب گرم و خواب نیست...من عاشق این دوتاعم البته تابستون دوش آب ولرم میچسبه و بعدیهو آبو سرد کنی:)))
طبق معمول مدام قیمت طلا رو میبینم و هی حساب کتاب میکنم که چقدر پول کم دارم...
این آرزوم هم تیک بخوره قول میدم دیگه پلن دیگه ای نداشته باشم...(فکرمیکنم این جملم خیلی تکراریه ولی اینسری قول میدم)
همش استرس دارم نکنه طلامو بفروشم و طلا گرون بشه موتور هم گیر نیارم.یا موتور گرون بشه و هیچکاری نتونم بکنم...
یعنی میشه یکی از همین روزا بیام بنویسم که بالاخره خریدمش....
الان جلوجلو یه سوییشرت مشکی خریدم ،از پارسال لباسای موتورم مونده ولی باید یه سری چیزامو مثه دستکشمو عوض کنم...ممکنه مسخره به نظر برسه که من زودتر دارم وسایلشو میخرم و هنوز موتورشو ندارم ولی حس و حال منو فقط یه عشق موتور میفهمه...که چقدر آدم میتونه ذوق داشته باشه که همه چیو چپکی انجام بده یعنی اول وسایلشو جور کنه،شایدم چون به خودم باور دارم که میخرمش خیالم راحته...
بعدازظهر میرم برا فروش انگشترام...
من کلا طلا خیلی دوس دارم براهمین مثه کلاغ طلا میخریدم و جمع میکردم،ولی الان نمیخام دیگه،الان موتور بخرم بهتر از اینه که پیر بشم و نتوم سوار بشم و با طلاهام چالم کنن و لذتی نبرده باشم...الان حداقل یه مشکل دارم اونم دیسک کمره ولی بازم میتونم سوار شم، اگه نخرم یکی دوسال دیگه 100 تا درد و مرض دیگه میگیرم و باید حسرت بخورم که چرا اونکارو نکردم و کلا بخوامم نمیتونم...