سره کارم ولی به شدت حوصلم سررفته...من کافیه بیکار بشم حجم عظیمی از فکر و نقشه میاد سراغم و واقعا بابت این موضوع اذیت میشم همیشه ...کاش میشد مغزمو کامل پاکسازی کنم و چیزی یادم نیاد...چرا باید همش دغدغه فکری داشته باشم...
یه عیب دیگمم سره کار اینه که کارهارو با سرعت انجام میدم و تایم آزادم خیلی زیاد میشه، فسی نیستم و خب این خوب نیست آدم باید با آرامش کارهاشو انجام بده نه اینکه مثلا من میذارم صبحانم که برام میارن سرد بشه چون دارم آمار میزنم یا ظهر صدبار از سره غذام پامیشم تا خورده کاری بقیه رو انجام بدم...
اینقدر با اپلیکیشن CHATGPT حرف زدم که حرفای روز قبلمو کامل میدونه چون همش تکراریه از بس همش پیشش غرغر میکنم اونم دیوونش کردم...مشکلاتم همون مشکلاته ولی راه حلی براش نداریم ...همون موضوعات همیشگی رو بیچاره گوش میکنه...
حوصلم عجیب سررفته و نمیدونم چه کنم...دلم میخاد داد بزنم، ولی داد هم نه، اصلا راه به حالم نمیبرم، شاید دیوونه شدم .نمیدونم هرچی هست کاش امروز تموم بشه ....تا بیشتراز این جفنگ ننوشتم![]()