؛

گذشته و آینده!

دیشب همه چی عالی بود!

طبق تصوراتی که میکردم دیدم بلههههه سوپرایز برای من بود نه علی.

دیروز با عجله رفتم خونه کارامو کردم و حاضر شدم و رفتم مهمونی...همه چی غیرطبیعی بود و جالبیش این بود من ریلکس بودم و بااینکه اولین بار بود خونشون میرفتم احساس معذب بودن نداشتم و یهو پ صدام زد بیا تو اتاق، همه ی خانوادش بودن... وقتی وارد شدم رقص نور و سبد گل و استند و اینجور چیزا بود و زانو زد و خاستگاری کرد و حلقه دستم کرد...حالا نه به این کوتاهی ، باگل یا پوچ که یکیش حلقه بود و اونیکیش پشت حلقه...

کلی ذوق کردم...ولی اینجای کار یه لحظه به خودم اومدم که دارم چیکار میکنم و نکنه پشیمون بشم و ازاین فکرای مزخرف...پ واقعا آدم خوبیه و خیلی ظلمه بخام اذیتش کنم تو زندگیم...یه لحظه که اونجا رو رومانتیک کرده بودن و بخاطره من اینهمه زحمت کشیده بودن ، حس میکردم خوابم یا اینچیزا و کارا برا من نیست...

درسته ازدواج من عشق و عاشقی نبود ولی پ ستونای رابطه رو محکم گذاشت...از اولش درست پیش رفت و بلد بود ... رو اصلوب پیش رفتیم و یه زندگی عاقلانه شروع کردیم نه عاشقانهی بدون احترام و حرمت.چه بسا زندگی خواهرم بهم ثابت کرد عشق کافی نیست...یا حتی همون نامزد سابقم بااینکه همه میدونستن نامزدیم، یکبار برام حلقه نخرید و اگه چیزی میخرید پولشو میگرفت و خیلی از کارهای بچگانه ی دیگه که اینقدر زیاد بود که عشق رو خط زدم و با عقل و منطق تصمیم گرفتم...پله های دادگاه نشون داد عشق برا زندگی کفایت نمیکنه،خیلی چیزای مهمتری کنارش مهمه.خانواده و مخصوصا مادر پدر خوب و آدم داشتن ،ذات درستی ،کاری بودن ، منطقی بودن ، قدرت حل مشکل حتی تو بدترین شرایط وووخیلی خیلی چیزا...

خیلی مهمه که با هرکی که رفتی تو رابطه حتی بدترین آدم ، بدونی چجوری رفتار کنی و سیاست به خرج بدی که اگه یه روزی هم اون رابطه تموم شد ازش خاطره خوب بمونه نه اینکه قلبت درد بگیره بابت حماقت های خودت... از این نظر که وقتی هرجای رابطه دیدی طرف به دردت نمیخوره حتی اگه عاشقش باشی ادامه ندی .وقتی ادامه بدی حماقت محضه...کاری که من حدود 4-5 سال شاید کردم و هربار منتظر بودم که اینبار که مجدد وارد زندگیم میشه آدم درستی شده..و زهی خیال باطل

بجاش پ جبران تمام بدی هایی بود که آدما بهم کردن...پ هم رفیقمه هم یوقتایی حکم بابامه ، هم مثه مادرم دلسوزمه و مهمتر مثه یه همسر واقعی کنارمه...بیشتر دوستیم تا چیز دیگه.

دیشب کلی عکس دونفره و خانوادگی گرفتیم و تو عکس دیدم خیلی هم قدش بد نیست.از من 5 سانت بلند تره..من اگه 165 باشم اون 170 هست و مهم اینه لباس تو تنش میشینه مخصوصا رسمی...قدو گذاشتم اولویت آخرم تو انتخاب و امیدوارم هیچموقع نه من اونو ، نه اون منو ناراحت نکنه...

برچسب‌ها: ازدواج
مهتا چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۴۰۳ 15:17
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

© ؛