پای شکسته!
حدود دو هفته پیش موقع ساعت زدن تو انتظامات کارخونه،پام پیچ خورد و خیلی شیک و مجلسی با درد گذروندم و بی تفاوت بودم...فکر کن دوهفته با این پام همه کاری کردم و کلی راه رفتم ،رانندگی کردم دانشگاه میرفتم و و و تا اینکه دیگه سیاهی و کبودی و دردش خیلی زیاد شد و باگریه رفتم بیمارستان و عکس گرفتن ،اونشب از دردش به خودم میپیچیدم...تو عکس دیدن بلهههه پام شکسته...گچ گرفتن و من از یکشنبه تاالان تو خونه مامانمم...
خسته شدم از دراز کشیدن یا نشستن و کلأ تو خونه موندن...
الانم که خوابم نمیبره از بس از صبح خوابم.
ولی باید شنبه هرجوری شده برم سره کار....
راستش تو این چندروز درد پام اذیتم نکرد و درد قلبم که شکسته بیشتر داره عذابم میده....درسته ادای قویارو در میارم و میخام فراموش کنم ولی هنوز قلب شکستم درد میکنه و انگار هیچ جوره خوب نمیشه...
شاید اون شخصو فراموش کنم ولی کاری که باهام کردو هرگز فراموش نمیکنم...
تو این چندروز یه اتفاقای دیگم افتاد که بعد مینویسم...