حوصلم سررفته
حوصلم شدید سررفته و بااینکه تو شرکتم ولی کلافم...
صبح چندتایی پیام از سمت شوهر خواهر گرامی دریافت کردم که بیشتر حالت طعنه داشت که خوشبحالت بی غمی و بیشتر شبیه مسخره کردن بود!
دلم میخاد یه نفر بود باهاش میرفتم بیرون و حالمو خوب میکرد...
عزا گرفتم وقتی برم خونه چیکار کنم،همش تمیز کاری و تو گوشی...
هیچ کاره دیگه ای برای انجام ندارم.
آه این دیگه چه زندگی شد.