؛

گذشته و آینده!

خرید روز دختر!

بالاخره بعد از آخرین جریان که نشد و من هم دیگه بهش فکرنکردم یه خرید برای خودم زدم.

امروز بعد از یک سال تقریباً و چندین سال که عشقش رو داشتم و نمیتونستم برحسب شرایط بخرم ، خریدمش...

امروز 5 تا چک دوماهه دادم ، در واقع 10 قسط و هرچی پس انداز حقوق و عیدی بود رو دادم ولی چیزی که میخاستم رو خریدم.

پارسال بود که حرف موتور پاکشتی میزدم که تو رنگش مونده بودم فکرکنم همین ماههای ابتدایی سال بود که مدام عکسای موتور های رنگی وینو رو میدیدم و اینجا حتی درموردش نوشتم که بنفش بخرم یا آبی، چقدر تباه بودم ؛) یادمه 39 تومن اینا بود که البته امسال گرون شده و رفته رو پایه 50-60 تومن .حتی به همون موتور 50 سیسی مسخره راضی بودم و خداروشکر که نخریدم و پولشم که به اون نیت بود خرج شد.

خب من از بچگی عاشق موتور سنگین بودم و امروز بالاخره خریدمش...و تو پوست خودم نمیگنجم.

یه مدت موتور بقیه رو سوار میشدم و تمرین میکردم و این خیلی بد بود که موتور خودمو نداشتم و هر برندی رو باید سوار میشدم...فرقی نمیکرد موتور طرف اتومات بود یا دنده.

الان موتور عزیز خودمو سوار میشم و برام حکم تیک خوردنه یکی از آرزوهای بچگیمو داره...

قیمتش برای منی که کارمندم و حقوقم کارمندیه به نسبت زیاد بود و باید تا برج 11 کمتر خرید کنم (یعنی نمیتونم خریدی کنم:) )ولی بجاش به آرزوم رسیدم و قشنگترین کادوی روز دخترو به خودم دادم...

همیشه موتور سنگین که میدیدم با حسرت بهش نگاه میکردم ولی الان خوشحالم حتی اگه زمینم بزنه.

دیروز که رفتم برا خرید تا فروشنده خواست از انبار بیاره رفتم اکثر مغازه ها رو دیدم و انواع موتورای وسپای رنگی رو موجود داشتن که میگفتن خانم اینا برا شما خیلی مناسبه و دخترونست و واقعا هم خوشکل بودن ،اما من موتور سبز خودمو سفارش داده بودم و هیچیش دخترونه نبود و از نظرم رانندگی با موتورای دخترونه خیلی مسخرست ...یعنی خودش میره و حکم دوچرخه رو داره.

امیدوارم کار دست خودم ندم چون دیروز در حالت عادی وقتی از موتور فروشی اومدم خونه ، پام تو خونه رو زمین صاف سر خورد و نزدیک بود لگن و ساعدم بشکنه چون افتادم رو سمت راستم و به شدت آسیب دیدم،تازه سرم به میلیمیتری آینه کنسول بود که اگه رو اون خورده بودم درجا مغزم میترکید...الان با دست راستم که ورم کرده دارم تایپ میکنم ولی برا موتورسواری مطمئنم درد دستم و بدنم یادم میره...

مامانم بشدت بااین موضوع مخالفه و امیدوارم اتفاقی نیوفته( که بگه دیدی گفتم) ، چون من باید این چکارو پاس کنم در نتیجه باید سالم باشم که بتونم بیام سره کار و حقوق داشته باشم.

برچسب‌ها: روزمرگی هام
مهتا چهارشنبه دهم اردیبهشت ۱۴۰۴ 13:49
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

© ؛