؛

گذشته و آینده!

سوپرایز جدید

دیروز ساعت 2 بعدازظهر بود که پ گفت فردا مهتا جایی قول نده میخایم بریم یه جا قرار کاری دارم...وقتی پرسیدم کجا دوباره برگشت گفت تولد پسر دوستمه و میخایم بریم تولد...همین دوحرف شدنش منو به شک انداخت که باز میخاد یه حرکتی بزنه و بعده ها هم مطمئن شدم و دیگه به رو خودم نیوردم و گفتم باشه.

از ساعت 2 وقت داشتم فکرکنم چه لباسی بپوشم و چیکار کنم...زنگ زدم به همکلاسیم که آره پ فکرکنم میخاد یه کاری کنه و من الان لباس مناسبش رو ندارم چون تو نظرم بود رنگ روشن بپوشم...باهمدیگه هماهنگ کردیم و رفتیم خرید و تا 11 شب تو این لباس و کفش اداری پوسیدم...یه کت کوتاه سوزن دوزی کرم خیلی روشن خریدم با جین سرمه ای و شال سرمه ای که با ونس سفید و کیف کرم ست کنم فکرکنم قشنگ میشه...کلی لباس و ست بیرونی هم سفارش دادم که متاسفانه هنوز نرسیده...لباس هم داشتم ولی نو باشه بهتره...چون خیلی هاشونو میخام برا اولین بار ببینم .مثلا جاری های آیندمو.یکیشونو باهاش پیک نیک رفتیم و حس بد نگرفتم ازش.

امروز صبح پ گفت کلی کار واسه انجام دادن دارم و تا شب مشغولم و تو ساعت 7 بیا خونه دوستم. خانوادم ، مامان بابام و داداشام و همه هم هستن مهتا...

حالا من اینجا نشستم دارم فکرمیکنم که تا ساعت 5 که سره کارم ، ناخنام بلنده و لاک داره ولی باید برم سریع لاکشو عوض کنم ، مژه هامو دیشب خودم ریمو کردم و نمیدونم میرسم کاشت بزنم برا خودم یا همینجوری ساده برم شیک تره ...میخاستم موهامو فر کنم که نمیرسم و حالا تو این گیری ویری یه سری مهمون هم از یزد داره برام میاد که خانوادگین و موندم منی که خودم شب نیستم اونا کجا میخان برن.همه کارام توهم افتاد.

من آدم رو داری هستم و بعبارتی اجتماعیم ولی باز حس میکنم اگه قراره جلوی کلی آدم سوپرایزم کنه چقدر ممکنه خجالت بکشم یا باید چه عکس العملی نشون بدم...

اونجاییش بیشتر شک کردم که گفتم بریم برا اونی که تولدشه (علی نام) کادو بخریم یه چیزی بخریم دست خالی نباشیم ؛ گفت من خریدم تو فقط راس ساعت 7 بیا به آدرسی که میگم...

خدا به خیر کنه امشب رو ، سوتی چیزی ندم...میدونم تمام هدفش خوشحال کردنه منه ولی کاش به این شناخت از من میرسید که من یک روز زودتر که بهم خبر بدن جایی دعوتم به هیچ کاریم نمیرسم چون یه آدم کارمندم و اختیارم دست خودم نیست.منی که اکثر وقتا با فرم اداره میرم خیابون پس باید زمان کافی داشته باشم شاید بخام برم یه اصلاح صورت یا آرایشگاهی چیزی...

هنری که کردم این بود که یک هفته پیش رنگساژ موهامو تمدید کردم و رنگش خیلی ناز شده...

وگرنه کلی کار انجام نشده دارم و فقط دو ساعت زمان دارم...

برچسب‌ها: ازدواج
مهتا سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۴۰۳ 10:11
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

© ؛